الشيخ اسماعيل الصالحي المازندراني
391
شرح كفاية الأصول
مثلا در : « ألا انجلى » ، با صيغهء امر ، انشاى طلب صورت گرفته است و درعينحال طلب جدّى ( بعث و ارادهء واقعى ) انگيزهء انشاى طلب نمىباشد ، زيرا اولا « ليل » عاقل نيست تا به آن أمر شود و ثانيا « ليل » يك أمر تكوينى است كه اختيارش در دست كسى نمىباشد ، بلكه تمنّى و آرزوى شاعر ( نسبت به پايان يافتن شب ) سبب انشاى چنين طلبى شده است . در موارد ديگر هم ، با صيغهء أمر « انشاى طلب » شده لكن انگيزه براى انشاى طلب بعث و تحريك نيست . بنابراين هميشه صيغهء امر در معناى خودش ( انشاى طلب ) استعمال مىشود ، و اختلاف موارد ، ناشى از اختلاف دواعى و انگيزههاى انشاء است ، نه اينكه مربوط به اختلاف معانى باشد . قصارى ما يمكن . . . مصنّف در ادامه مدّعايش مىگويد : نهايت چيزى كه قائلين به تعدّد معناى صيغهء امر مىتوانند بگويند ، اين است كه : اين معانى ( تهديد ، تمنّى ، تسخير و . . . ) ، معانى مجازى صيغهء امر هستند ، به اين بيان كه : ممكن است اين عدّه بگويند : قالب و قامت وضع صيغهء أمر براى « انشاء طلب » محدود است به جايى كه داعى و انگيزه به سوى مطلوب ، « طلب حقيقى » ( بعث جدّى ) باشد ، و لذا استعمال صيغهء امر در اين صورت ، حقيقى است ، و امّا جايى كه داعى ، طلب جدّى نباشد ( بلكه تهديد ، تمنّى و . . . باشد ) ، استعمال مجازى خواهد بود . « 1 » پس معلوم شد كه صيغهء امر در خصوص « انشاء طلب » حقيقتا استعمال شده است و بقيهء معانى ، داعى و انگيزه براى چنين استعمالى هستند و يا اگر بپذيريم كه « صيغهء أمر » در آنها هم استعمال شده ، بهطور مجازى خواهد بود .
--> ( 1 ) . اين مطلب شبيه آن چيزى است كه در باب معانى حروف ( قلت ) بيان شد ، به اين صورت كه : واضع « من » را براى معناى ابتدا با لحاظ آلى و غير استقلالى ، و « الابتداء » را با لحاظ استقلالى ، وضع كرده است . در اينجا نيز صيغهء امر براى انشاء طلب ، با لحاظ اينكه داعى ، بعث حقيقى باشد ، وضع شده است .